تبليغاتX
چغندر قند
مقاومت به علفكش 
عوامل مؤثر در مقاومت به علف‌كش

ارقام چغندرقند

در مقايسه با ساير گياهان زراعتي، اطلاعات كمي راجع به عكس العمل ارقام چغندرقند به علف‌كش‌ها وجود دارد (فالكنر 1982)، با اين وجود يكي از راههاي ممكن، استفاده از ارقام خيلي زودرس براي كاهش مصرف علف‌كش مي‌باشد.

(لوتز و همكاران 1991). در اواخر دهه 1950، پيشرفت كمي در زمينه افزايش مقاومت به اندوتال (نلسون و همكاران 1960) و در سال‌هاي اخير، تهيه ارقام مقاوم به گلايفوسيت بدست آمده است (برون كلاوسن 1989). تنوع ژنتيكي از نظر تحمل به علف‌كش‌ها در چغندرقند نشان داده گه چند ژنوتيپ داراي دامنه بردباري به علف‌كش‌ها هستند (شويزر ودكستر 1987). با اين وجود اصلاح و ارزيابي ارقام متحمل به علف‌كش، با توجه اثرات متقابل علف‌كش * رقم، سال * علف‌كش و رقم * سال، تنها بر اساس آزمايشهاي صحرايي ساليانه مشكل مي‌باشد. جهت حذف تاثير عوامل محيطي درآزمايش‌هاي صحرايي ساليانه، دانشمندان جهت شناسايي ژنوتيپ‌هايي از جمعيت هتروژن متحمل به علف‌كش‌ها از تكننيك‌هااي كشت بافت استفاده مي‌نمايند. آنها  با استفاده از فرآيندهاي كلونيك مريستمي، كلونهاي مصنوعي متحمل به علف‌كش‌ها راتهيه مي‌كنند (اسميت و موزر 1985). همزمان با تكامل روشهاي مهندسي ژنتيك، مي‌توان با انتقال ژن يا ژنهاي مقاوم، ارقام مقاوم به علف‌كش را توليد نمود.

 

علفهاي هرز

بسياري از آفات، سازش پذيري اكولوژيكي و بيو شيميايي به مواد شيميايي از خود نشان داده اند، اين سازش پذيري، گاهي اوقات در مرتبه مواجهه با اين مواد بروز كرده است. مقاومت حشرات به حشره كش‌ها و عوامل بيماريزا به قاچ كش‌ها و علفهاي هرز به علف‌كش‌ها (اس ـ تريازين‌ها) براي اولين بار به ترتيب در سالهاي 1908، 1904، 1970 گزارش شدند (گرسلو لوبارون 1972). امروزه معلوم گرديده كه 53 گونه علف هرز شامل 38 گونه پهن برگ و 15 گونه باريك برگ، داراي بيوتيپ‌هاي مقاوم به تريازين مي‌باشند (هولت و لوبارون، 1989). علفهاي هرز مقاوم به تريازين در 32 ايالت از ايالات متحده آمريكا، چهار استان كانادا، 12 كشور اروپايي، اسرائيل و نيوزلند مشاهده شده اند. در اين كشورها عموماً از علف‌كش‌ها يكسان و مشابه با مقدار بالا به صورت مكرر و سيستم زراعي تك كشت يا تناوب زراعي محدود استفاده شده است. غلبه بر علفهاي هرز مقاوم به استفاده مي‌شود. ـ  تريازين نيز ممكن است ولي اينكار محتملاً موجب افزايش هزينه مي‌گردد.

مقاومت به علف‌كش‌ها در گياهان ساير خانواده‌ها و كلاس‌ها محدود بوده ولي در حال گسترش است. علفهاي هرز به علف‌كش‌هاي خاصي در كلاس‌هاي بي پي ريديل، دي فنيل اتر، دي نيتروآنيلين، ايميدزولينون، فنوكسي و سولفونيلورا مقاوم شده اند. علف‌كش‌هاي ديكلوفوپ و تريفلورالين،مربوط به زراعت چغندرقند در اين گروهها هستند.

تاريخچه گزارش آفات و بيماريها به سموم و افزايش گزارش‌هاي مربوط به مقاومت علف هرز به علف‌كش‌ها منجر به توجه بيشتر به علفهاي هرز مقاوم بهه علف‌كش ههاي مخصوص چغندرقند گرديده است. با اين حال تنها گزارش از اين دست به علف هرز مهم سلمك مربوط است. يك بيوتيپ سلمك از سوئيس به كاريدازون و كمي به متاميترون (لوبارون و گرسل1982) و بيوتيپ ديگري از مجارستان به لناسيل مقاومت نشان داده اند.

در ميان ساير علفهاي هرز مزارع چغندرقند بعضي از گونه‌هاي جنس آمارانتوس و پلي گونوم نيز نسبت به علف‌كش‌ها از خود مقاومت و تحمل نشان داده اند. علي رغم 35 سال مصرف شديد علف‌كش در انگلستان اثر كمي از مقاومت به علف‌كش در مزراع چغندرقند مشاهده شده است (گوين  و موري 1985).

در اين ارتباط چندين فرضيه مطرح مي‌شود. يكي از آنها چنين مي‌گويد كه بيوتيپ‌هاي مقاوم به علف‌كش‌هاي چغندرقند درصد خيلي ناچيزي از توده طبيعي اين گياه را تشكيل مي‌دهند و اين بيوتيپ‌هاي مقاوم در مقايسه با انواع حسساس از نظر اكولوژيك سازگاري كمتري دارند (گرسل و سجل 1978). با مصرف مكرر علف‌كش‌ها در مزرعه چغندرقند مي‌توان بيوتيپ‌هاي مقاوم را شناسايي نمود. نظريه ديگري مي‌گويد كه عمليات داشت در اكثر كشورها با بكاربستن برنامه‌هاي مبارزه تلفيقي با علفهاي هرز شامل: كشت رديفي كشت رديفي، شخم مرسوم و تناوب محصول و علف‌كش منجر به حداقل رساندن مقاومت به علف‌كش‌ها گرديده است.

|+|
نوشته شده توسط امين ساعي